باران که قهر کرد...
نگاه های شماست که به جریان مبهم زندگی معنا می دهد!
و یک غزل از مجموعه ی ( پنج شنبه ها با تو )
عمری برای زخم چپرها گریستم
بر چشم های رفته به یغما گریستم
باران که قهرکرد و برای همیشه رفت
هر روز بر یتیمی صحرا گریستم
بادی شدم که گم شده در نا کجای دشت
آواره در تمام زوایا گریستم
چون ابر خشک غربت خود را بغل زدم
یک قطره خنده کردم و دریا گریستم
گفتم خدا صدای مرا بشنود مگر
رفتم به اوج قله ی دنیا گریستم
بر خنده های زشت خودم لب نمی گزم
شادم به این ترانه که زیبا گریستم
علی آبان افتلتی ، همراه با خورشید پائیزی در دوم آبان چهل و چهار در روستای افتلت مازندران با این دنیا آشنا شد ، تا دوران متوسطه در همان حوالی و شهرهایی چون گلوگاه و بهشهر نفس کشید و مقاطع لیسانس و فوق لیسانس را در دانشگاه مرکزی تهران به اتمام رساند و دکترای زبان و ادبیات فارسی را نیز در واحد علوم و تحقیقات تهران با موضوع رساله ی " شاعران دانشگاهی " گذراند . اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوده و صاحب آثار و مقالات زیادی در شعر ، نقد و تحقیق است .