سلام آبان
سلام بر همه ی خوبان
ممنون و بسیار ممنون که به ما لطف دارید
چند شعر کوتاه
۱)
هر وقت که خواستم نا امید بشوم
تلفنم زنگ خورد و
یکی از آن طرف خط گفت:
سلام آبان
من خدا هستم!
۲)
آقای بازیگر!
دستت رو شد
تو تمام عمر
فقط فیلم بازی کردی!!!
۳)
لبخند بهشت زندگی ست
هر وقت جهنم یخ زد
به بهشت تو اعتماد می کنم!
۴)
تمام زنگ های تهران
انگشت نگاری شده اند
دست هایم را بریدم و
در قطعه ی هنرمندان دفن کردم
تا تو همیشه دست نخورده بمانی!
۵)
راه فراری نداری
پلیس امنیت کشور
تمام راه های زمینی و آسمانی را بسته است
دل ساده ام!
به خانه بر گرد!!
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 14:5 توسط علی آبان
|
علی آبان افتلتی ، همراه با خورشید پائیزی در دوم آبان چهل و چهار در روستای افتلت مازندران با این دنیا آشنا شد ، تا دوران متوسطه در همان حوالی و شهرهایی چون گلوگاه و بهشهر نفس کشید و مقاطع لیسانس و فوق لیسانس را در دانشگاه مرکزی تهران به اتمام رساند و دکترای زبان و ادبیات فارسی را نیز در واحد علوم و تحقیقات تهران با موضوع رساله ی " شاعران دانشگاهی " گذراند . اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوده و صاحب آثار و مقالات زیادی در شعر ، نقد و تحقیق است .