سلام

 همین که شاعر شدید یا به شعر علاقه دارید ، نشان از این دارد که دوست ندارید مثل همه باشید و شاید از مثل همه بودن احساس پوچی می کنید!

  پس شما را بی هیچ چشمداشتی می توان عاشقانه و خالصانه دوست داشت و من شما را همیشه دوست خواهم داشت!

  به شما احترام می گذارم نه به خاطر صندلی هاتان، نه به احتیاط و احتیاج و احتمال بلکه به پاس فکر بلند و قلم بی تابتان که خدا نیز به آن سوگند یاد کرده است و به یقین و اعتماد و عشق باورتان دارم!!

   اگر شاعر نبود  جهان از خشکی می مرد!

   در باره ی قرآن آمده که :

         "القرآن مادبت الله"

  اگر حرف دال را با ضمه بخوانی ، سفره معنی می

دهد اما اگر با کسره بخوانی به معنی ادبیات است پس می شود قرآن ادبیات خداست،( نقل قول از جوادی آملی)

   منظورم این است که شعر و ادبیات مقام آسمانی دارد و شاعر، بارانی است بر این جهان ترک خورده و چشمی ست بر این دنیای به تاریکی فرو رفته!

 و شاعران پادشاهانی اند که قلب مردم تخت آن هاست

 

     و یک غزل از کتاب " پنج شنبه ها با تو"

   به احترام دوستانی که چند بیتش را دوست دارند

 

            

  ه   نگاه کن که برقصند ماهیان  با من

     بخند تا که بخندند صد جهان با من  

     

     اسیر موجم و ساحل مرا نمی خواند

     و جنگ می کند از دور  بادبان  با من  

     غمت پرنده ی دریایی و دلم دریاست

     پرند ه های سفید از تو آشیان  با من

    ازآن زمان که زمین نقش سرخ هستی خورد

     نشسته چشم به راه تو آسمان با من 

     رها  مکن دل  آواره ی  مرا  در  باد 

          نمانده جز نفسی خسته همزبان با من

       یکی  شدیم  من  و  آتش  و  جنون  و عطش

       بیا  و فصل  جنون  را بخوان  بخوان با من

       بمان  بهانه ی باران  چشم هایم  باش

       که تا همیشه بماند غمی جوان با من